|
|
|
|
|
ای صمیمی! ای دوست !
گاه و بی گاه لب پنجره خاطره ام می آیی. ای قدیمی ! ای خوب! تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم. آرزویم همه سر سبزی توست. دائم از خنده لبانت لبریز دامنت پر گل باد!!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 13:5 توسط فرزانه
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
شعر ها یا متنی که اینجا می نویسم از من نیست. من فقط می نویسم.شاید از دلتنگی هایم کم شود. ممنونم که وقت میذارید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:39 توسط فرزانه
|
|
||
|
|
|
|
|
زیبا! سلام!
زیبا! هوای حوصله ابری ست! چشمی از عشق ببخشایم،تا رو به آفتاب بشوید دلتنگی مرا! زیبا!کنار حوصله ام بنشین!بنشین مرا به شط غزل بنشان! بنشان مرا به منزله ی عشق! بنشان مرا به منزله ی باران! بنشان مرا به منزله ی رویش! من سبز می شوم!!!
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 18:50 توسط فرزانه
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم تنگ است!
دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است! سکوت از کوچه لبریز است، صدایم خیس و بارانی ست! نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی ست؟؟!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 18:38 توسط فرزانه
|
|
||